تبلیغات
حرف های ساده

حرف های ساده

آیا می دانستید که حداقل وظیفه شما برای امر به معروف و نهی از منکر، ابراز ناراحتی از عمل شخص گناهکار است؟
مثلا به جای اینکه به یک بدحجاب خیره شوید و او را به دیگران نشان دهید، می توانید حدقل سرتان را پایین بیندازید تا او متوجه شود که مورد ناراحتی قرار گرفته است و به جای اینکه با تصور آنکه در معرض توجه است، به گناهش تشویق نشود.

امتحان کنید که نتایج بسیار خوبی دارد و به جای کنجکاوی و برجسته کردن گناهکار، او را لحظاتی وارد به تجدیدنظر در کارش می کنید.
من نتایج بسیار ماندگاری از این رفتار گرفته ام، شما هم امتحان کنید و هر بار که بدحجابی را می بینید سر خود را پایین بیندازید که با کمترین هزینه، امر معروف خدا را تشویق کرده اید و گناه خدا را طرد نموده اید.


آیا می دانستید که حداقل وظیفه شما برای امر به معروف و نهی از منکر، ابراز ناراحتی از عمل شخص گناهکار است؟
مثلا به جای اینکه به یک بدحجاب خیره شوید و او را به دیگران نشان دهید، می توانید حدقل سرتان را پایین بیندازید تا او متوجه شود که مورد ناراحتی قرار گرفته است و به جای اینکه با تصور آنکه در معرض توجه است، به گناهش تشویق نشود.

امتحان کنید که نتایج بسیار خوبی دارد و به جای کنجکاوی و برجسته کردن گناهکار، او را لحظاتی وارد به تجدیدنظر در کارش می کنید.
من نتایج بسیار ماندگاری از این رفتار گرفته ام، شما هم امتحان کنید و هر بار که بدحجابی را می بینید سر خود را پایین بیندازید که با کمترین هزینه، امر معروف خدا را تشویق کرده اید و گناه خدا را طرد نموده اید.


طنز، زبان صریحی است که بزرگترین حکمت ها را به سرعت منتقل می کند، اما با سرعت بیشتری عقل و تفکر را از حامیانش می گیرد و کسی که به این زبان عادت کرد، از هر متحجری، متجرتر می شود.


حتی اگر بر توانایی ها و عقاید خودتان ایمان دارید، خودتان را کوچک نکنید تا مخالفتان هر سؤال بدون سندی را مطرح کند، بلکه در همان گام اول از او سند موثق بخواهید و مطمئن باشید که بعد از تکرار چندباره این عمل، خود بخود مخالفتان را به تفکر و تشکیک درباره صحت عقایدش وادار می کنید که بسیار موثر است.


سال ها طول می کشد تا بغض دشمنان را در دل فرزندان بکارید، پس با یک تندی، آن ها را همه عقایدتان فراری ندهید که بغض شما و عقایدتان در دلش جا می گیرد.


حرف مرد یکی است، مخصوصا اگر دارای زور و قدرت باشد.

+ چقدر فهماندن حقیقت، به آدمی که در قدرت است و تصور می کند نیازی به نصحیت دیگران و فهمیدن حقیقت ندارد، سخت است ( البته اگر غیر ممکن نباشد!)

اصولا یکی از اصلی ترین عوامل واداشتن دیگران به تفکر، داشتن حداقلی از قدرت است، وگرنه حتی اگر بهترین حرف های دنیا را هم بزنی مثل یک دستمال بی ارزش دورت می اندازند.


ای دختر خیابانی، عفتت را به کدام مدل ماشین فروختی؟

و تو ای پسر خیابانی، شرفت را به چه رنگ و لعابی فروختی؟


به همین راحتی، ارزشتان مشخص شد؟!
چه کم ارزش . . .


+ خیلی بد می گرده، این سر و وضع خیلی گناه دارد.
- چه اشکالی دارد؟ سخت نگیر! جوانی است می گذرد.
+ من هم سخت نگیرم واقعیت تغییر نمی کند. این طرفی که اینجوری می گردد و خودش را به همه نشان می دهد، فردا هم که ازدواج کند درست نمی شود، زیرا عادت خودنمایی درونش باقی می ماند.
حتی اگر پدر یا مادر هم بشود، پدر و مادر هرزه ای برای بچه هایش خواهد بود. آیا این را دوست داری؟!
اگر جلوی عادت خودنمایی اش را نگیرد، خیلی ها را به گناه می اندازد و خودش هم تا آخر عمر، خودنما و هرزه باقی می ماند و نسل هرزه ای تحویل می دهد. این انحراف خودنمایی و آرایش و چشم چرانی جوانی را دست کم نگیر که عواقب تاریکش کاملا واضح است.


می دانیم که "بازگشت همه ما به سوی اوست" اما یادمان می رود که "روی او همیشه به سوی ماست"

آغاز زندگی مان از خدا است و در همه حال نظاره مان می کند و در نهایت به سوی او برمی گردیم.

خدا نکند در این مسیر، لحظه ای از او جدا شویم.


با مردم شهری که به ماشین آمبولانس و آتش نشانی راه نمی دهند، اما به سرعت راه را برای ماشین پلیس باز می کنند؛ باید با زبان قدرت حرف زد.